انقدر حال میده هی ناز کنی هی زور بگی هی بقیه لوست کنن منت بکشن… دارم از خنده میمیرم…وای فک کن تا آدم یه ذره از لحن خشن میاد رو ملایم گوشا مخملی میشه…. یه زن باید تو آشپزخونه بره باشه و تو اتاق ببر.. وای . عاشق مادر بزرگ هامم که دستوراتی رو که میدن مو به مو اجرا کردنش باعث میشه ادم سر مردش سوار باشه… دقیقا همون ارثیه زنانه ای که مردا از وجودش بی خبرن که هر مادر و مادر بزرگی به دخترشون یاد میدن که رو مردا برش داشته باشن…. وایی عالیه یعنی ها…. همچینم با اطمینان میگن که انگار مرد بودن یه عیبه..

در عین حال که میزارن در ظاهر مردا  از مرد سالاریه ظاهریشون خوش بگذرونن اما خودشون افسار همه چی رو به دست گرفتن…

مردا هم دو دسته میشن اینجا… یا انقدر خرفت و احمقن که نمیفهمن دارن توسط یه زن کنترل میشن… یا باهوشن و میدونن اما به رو خودشون نمیارن…ها ها ها ها………………. عاشق زن بودنم هستم.. با همون دنیای پیچیدش…با همون سیاست معروف..که همه ی جنگ های دنیا یا سر زن بوده یا یه زن از پشت پرده شروعش کرده……. ها ها ها ها … مرد بودن یعنی حمالیه محض… جز زوری که دارن و اون موجود کوچیک لزجی که درونشون میجنبه هیچی نیستن…

یکی همیشه میگفت چرا میگن شوهر کردن و زن گرفتن؟؟ مگه نباید برعکس باشه؟؟ مگه شوهر گرفتن و زن*** نیس؟

در پاسخ میگم نه خیر… این ما زناییم که مردا رو هر جور بخواییم میکنیم…حتی در مورد جنسی هم زن لذتشو میبره واسه چیزی که مرد دنبالشه… مردا له له میزنن واسه همین مورد… پس باز هم ما زنان… 

ها ها ها ها   

۱ person likes this post.

۵ Comments

  1. مقداد
    ۵:۵۷ ب.ظ on بهمن ۸م, ۱۳۸۸

    بله درسته
    وقتی گفتم فمنیستم و سعی می کنم آن را پیاده کنم
    دیدم در ایران فمنیسم به مذاق زنان خوش نمی آید
    چون همه چیز هایشان را میگیرد
    ما بدجور زن سالاری داریم
    سعی می کنم اصلاح کنم
    ====
    راستی یک سوال همیشه در ذهنم بوده
    چطور کسی که متن هایی کاملا ادبی با ذوقی زیبا می نویسد
    می تواند بیب ترین حرف ها را هم بزند
    این دو با هم نمی خواند
    یکی از این دو شخصیت خود واقعیتان هستید
    و در دیگری نقش بازی می کنید
    این طور نیست؟

  2. ارنواز
    ۳:۳۳ ق.ظ on بهمن ۹م, ۱۳۸۸

    هیچ کدومش رو نقش بازی نمیکنم…تحت هیچ شرایطی…
    همیشه خودم بودم و هیچ وقت خودم رو سانسور نکردم..
    هم ناسزا جزیی از حرف هاست هم احساساته درون نوشته ها..
    هر دو رو میشه کلمه هایی محسوب کرد که توی روزمره ی ما حل (غرق) شدند

  3. مقداد
    ۲:۵۵ ب.ظ on بهمن ۹م, ۱۳۸۸

    من تا کنون ترکیبی از این دو شخصیت را ندیده ام
    برای همین است که گفتم شخصیت جالبی دارید و بسیار خاص
    و هر روز که مطلبی دیگر می خوانم بیشتر گیج می شوم
    شما در حوزه اخلاق کاملا لیبرالید
    در حوزه اندیشه کاملا یک زن سنتی
    اما ذوق ادبی دارید.که با هیچ کدام از این دو نمی خواند
    اگر همه اینها درست باشد فقط می توان بگویم که بسیار خوشحالم که با دنیای جدیدی آشنا شده ام
    راستی چه رشته ای می خواندید؟

  4. ارنواز
    ۳:۱۲ ب.ظ on بهمن ۹م, ۱۳۸۸

    اینم بگم در عین حال که شما میگید سنتی ام اما کاملا با دنیای امروز منعطف ام. به نظر خودم نه انقدر سنتی ام که توی ذوق بزنم نه انقدر مدرنم که بخوام کلا گذشته رو دور بریزم…
    به دنیای من خوش اومدید.
    نرم افزار

  5. agushsaoymrjlhrsrfny, buy electronic cigarette, kZHNnUJ.