۲۸
دی
دهانم را دود گرفته…نه بوی سیگار نیست!
بوی حسی است که به ناکجا میرود…
بوی غریبی است که با حسرت مخلوط است..
بوی زوال عشقی یکتا درون قلعه ای پر از ستاره ی گریان.
آری..بوی دود است…بوی بوسیدن دیگری!
او در دهانش دود بود..!
دهانم را دود گرفته…نه بوی سیگار نیست!
بوی حسی است که به ناکجا میرود…
بوی غریبی است که با حسرت مخلوط است..
بوی زوال عشقی یکتا درون قلعه ای پر از ستاره ی گریان.
آری..بوی دود است…بوی بوسیدن دیگری!
او در دهانش دود بود..!