زیادی دورم شلوغ شده…از لحاظ دوستام نمیگم ها!!کلا آدم عوضی شدم به قول فریناز :دی حال میده…هی تا کیش به کیشمیش میشه فریناز بدو دور دور… اون روز انگشت وسطم تو شمشک اومد بالا واسه یه پسره … با پرادوش تا خود بالای گردنه اسکلش کردیم! آخرشم که زدیم کنار ریدیم به طرف و گازشو گرفتیم…استعداد خود چس کنیه من خوبه اما فکر نمیکردم تا این حد… به مامان گفتم کلی خندید گفت حوصله دارین شماها؟؟؟ استغفرا…!اون موقع ها کل کل مامان بابام تو والیبال و پینگ پونگ تو وبلای لواسونشون بود..کل کل های الان تو رانندگی و جاده و گند زدن به طرف و رکورد مواد و فلان و اینا…!
یکی پیشنهاد کرده واسه اینکه موقع امتحانا مخم باز شه گراس بزنم!گفتم مگه اسکلم؟؟ آخه کدوم خری حاضره واسه ۴ تا نمره چند ساعت بره تو خلسه؟؟؟ خل شدن همه بخدا….
این پنجشنبه هم تولدمه..همه سر درس و مشق و امتحانشونن!
منم که همون روز امتحان تعیین سطح IELTS دارم … روز قبلشم که یونی امتحان و یه روز قبلشم سفیر FINAL دارم.
تازه تحقیق متونم هم ننوشتم هنوز..زبانم هم نخوندم…!وای چقدر کار دارم.. اونوقت بچه ها میگن چرا پیدات نیس! اگه من وقت داشتم که میرفتم دور دور بابا!!! خونه نمیشستم که…!
دیدم هیچکی تولدم نیس خودم تنهایی اتاقم رو خوشگل کردم..بادکنک های آبی و سفید و نخ های نقره ی و آبی کمرنگ و سبز تزئینی..
خیلی خوشگل شده..خیلی! به درکه همه ی بی احساس ها …کلی اتاقم توپ شده…!دوسش دارم…
بچه پررو نیما شبی نیس باهاش قهر نکنم…حرص زیاد میده تازگی ها… آدم نمیشه بدتر از من!
دو تا خل و دیونه خوردیم بهم عوضی تر شدیم ! ها ها ها ها !!!
Like
