چقدر خوشحال کننده اس کندن از بختکی که همه ی لحظات رو به گند داشت میکشید و خوشبختانه از چشم افتاد.

شاید به قول یکی دچار درد بی عشقی باشم. دلی که برای هیچکس مدت هاست نزده.

اما یه کمانگیر داره سعی میکنه بزن به هدف…

یه هدفی که میدونه فوق العاده اس با همه ی چیزایی که فکر میکنه.

با خودم میگم کمانگیر چطور انقدر  هوشمندانه هدفش رو پیدا کرد؟؟

هدفی که بارها به خودش تکرار کرده که فوق العاده ترینه..شیرین ترین هدف دنیاست… و لذت بخش ترین هدف ممکن….

خوشحالم .. خوشحالم ازاینکه کمان قبلی شکست .

از چشمم افتاد و من هم شکاندمش و حالا به کمانگیری که کمانش را شکستم میگویم:

همه چیزت را با خودت ببر…

تمام بچگی هایت..

بی هدفی هایت…

بی مهری هایت…

بی احترامی هایت…

همه را ببر!

از چشمم افتادی……………….!

 

 

 

به سلامتی درخت! نه به خاطر میوه‌ش، به خاطر سایه‌

به سلامتی دیوار! نه به خاطر بلندیش، واسه اینکه هیچوقت پشت آدم رو خالی نمیکنه

به سلامتی دریا: نه به خاطر بزرگیش….. واسه یک‌رنگیش

به سلامتی سایه که هیچوقت آدم رو تنها نمیذاره!

پرچم ایران که سه رنگه، تخم مرغ که دو رنگه، رفیق که یک‌رنگه

همه اونایی که دوستشون داریم و نمیدونن، دوستمون دارن و نمیدونیم

به سلامتی نهنگ! که گنده‌لات دریاست

به سلامتی زنجیر نه به خاطر اینکه درازه به خاطر اینکه به هم پیوستس

به سلامتی سه تن : ناموس و رفیق و وطن

به سلامتی سه کس : زندونی و سرباز و بی کس

به سلامتی دهقانی که پاییز رو از بهار بیشتر دوست داره

به سلامتی آزادی … به سلامتی زندونی های بی ملاقاتی

به سلامتیِ لبو ، نه بخاطر بوش ، بخاطر لب قرمزش …

به سلامتی دریا که غم تمام ماهی های کوچولو رو با ابش میبره

به سلامتی همه کسایی که تو جزایر هاوایی دارن با عشقشون شنا میکنن

به سلامتی خیار نه به خاطر (خ)ش فقط به خاطر یارش

به سلامتی شلغم نه به خاطر (شل)ش فقط به خاطری غمش

به سلامتی کرم خاکی نه بخاطر کرم بودنش بخاطر خاکی بودنش

به سلامتی پل عابر پیاده که هم مردها از روش رد میشن هم نامردا .

می خوریم به سلامتیه برف که هم روش سفیده هم توش

می خوریم به سلامتیه دیوار که چه بهش پشت کنی چه رو کنی یه جور می کنه .
می خوریم به سلامتیه رودخونه که اونجا سنگایه بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن …..
می خوریم به سلامتی ملخ ….. همین جوری الکی .

میخوریم به سلامتی گاو که نمیگه من میگه ما….

به سلامتی دریا که ماهی گندیده هاشو دور نمیریزه…

سلامتی ِسنگ بزرگ دریا که سنگایِ دیگه‌رو میگیره دورش!

سلامتیِ اونائی که پشت میله‌ها دارن حبسشو میکشن.

سلامتیِ خرابه که هرچقدر هم ***** . خرابته!

به سلامتی دریا که قربانیا شو پس میاره…..

به سلامتی پیاز که چشه نامردو درمیاره

به سلامتی تابلوی ورود ممنوع که یه تنه یه اتوبان رو حریفه

سلامتی در که هر چی باز و بستش میکنی دردش و پنهان میکنه…..

به سلامتی شقایق که جام خون رو سر می کشه…..

به سلامتی عقرب که به خاری تن نمیده…
(عرض شود که عقرب وقتی تو اتیش میره و دورش همش اتیشه ا نیش خودش می کشه که کسی ناله هاشو نشنوه)
به سلامتی بلبل که برای وصال اواز می خونه…..

به سلامتی سرنوشت ….که نمیشه اونو از سرنوشت

سلامتی هر چی نامرده!…چون اگه نبودن، مردا شناخته نمیشدن

میزنم به سلامتی آر دی…نه به خاطر موتور پیکانش…. به خاطره اینکه تو حسرت پژو ِ …!

به سلامتی سیم خاردار که پشت و رو نداره

به سلامتی ژ-۳ که یه تف بندازی تو لولش از رو میره

به سلامتی هرچی صندلی که هرکی روش می شینه بهش خیانت نمی کنه

سلامتی هرچی زندونیه که قدر آزادی رو میدونه…

به سلامتی دوست که هر چی میکشم از اوست

به سلامتی مگس نه به خاطر کثافتش به خاطر سماجتش

به سلامتی اونایی که تا آخر خوندن

و در آخر می خوریم به سلامتیه اونایی که دستشون از این دنیا کوتاست…

 

 

و دیشب همه به سلامتیه من خوردن  به دلایلی…!

ها ها ها ها !! کلی اینجوری حال میده.

۳ people like this post.

 

 

 

هفته ی پیش که تا صبح بیدار بودیم دیگه برنامه خوابم ریخته بهم هی دیر میخوابم ظهر پا میشم.

تو این سرما دیگه نمیشه بیرون *** چرخ زد  .

باز هوس بطری بازی کردم. به گند کشیده شدیم همه رفت با این بازیمون.بازیمون شده +۱۸ عین این دیوونه ها!

امروز با مهتاب صبح پاشدیم رفتیم نون سنگک خریدیم. بنیامین هم کله پاچه آورده بود.تا خرخره خوردم خداییش!

البته دیشب چون شام زیاد نخوردم خونه کامران اینا و مشروب هم زیاد خورده بودم هیجانی کله پاچه زدم ها!!!

با بهزاد و بردیا و کیانا و مهتاب و کامران فلش کامران رو هم سوزوندیم و حالشو بردیم بعدشم فیلم ترسناک ……!!!

یو ها ها ها ها !!!!

امشب مامان اومد باز کلی سوغاتی خوردم. چه حالی داد!!

زبان نخوندم خدایا …!!

۲ جلسه غیبت کردم با بکس پیچوندیم عشق و حال!!

لعنت بهت دنیا با این پیشنهاد دادنت که ساعت کلاسمون تو این سرما شده ۶ تا ۸ شب!!

دقیقا ساعت های حال و هول ما.

دستام یخید دیگه از سرما.

فعلا

 

 

حیف کردنِ نعمتی مداوم زیر گوشی میخواند.

       راست میگفت:

حیف است انسانیت برای علفِ هرز.

برای داشتنِ باغچه ای زیبا باید بی رحمانه هرز علف ها را کند.

شک دارم "کدِ تائیدِ انسانیت در نظرات" هم او را انسان بداند !

منم و سایه ام ، قرمزیه ماه روزهاست دیگر به رخ نمیکشد هلالش را.

بهتر….

هرچه بی ریا تر شوی بیشتر برایت سنگ میشوند…

خوشحالم از همه ی این سنگ هایی که با نیشخند بی اعتنای من باز هم پرتاب شدند

تا بدانم زندگی از هر زمان دیگری زیباتر است . تا بدانم معنیه ارزش را…

با لبخندی عمیق از سمت تیر رها شده از چله…

 

 

راس میگفت.

شیرینی را نخواهی فهمید  وقتی دیگر هیچ بازی برایم عروسک نمی اندازد.

میدانی؟ آخر از بس زمان را شمردم آغوشم بخیل شده و چشمانم یخ!!

و این  شاید دلیل تمایلم به آبی یخی باشد.

.

.

باز هم راست میگفت …تو به خودت باخته ای.

 

 

تَرسَم که صَرفه ای نَبَرد روزِ بازخواست   نانِ حلالِ شیخ زِ آبِ حرامِ ما.

حافظ

صرفه بردن:پیش اُفتادن.منظور کار خداپسندانه اس.

روز بازخواست:روز قیامت.

نان حلال شیخ: ****   (سانسور )

آب حرام:شراب

(به موضوعش نیگاه نکنین زیاد.برای اولین بار در ایران زدم که یه تنوع شه.

هم ادبیاته هم سیاسیه هم طنز همه چی هست…)

یک جوان عاشق پیشه سنتی و رگ گردنی که میخواهد مرامش را در جامعه ای تغییر یافته محک بزند.

به راحتی میشود دید لحظه به لحظه ی تصاویر, فریاد دلخوری از مردانی است که از مردان قدیم در فاصله افتاده اند.

مردانگی که هرکجا در حال بروز بوده با فریاد ((از مد افتادگی)) سرکوب شده و بنابراین بخشی از وجود مردانه شان انکار شده.

خلاء بین مردان گذشته و حال….

فریادی که توام با تردید از گلوی جوان سنتی بیرون میاید {پولاد کیمیایی} و دیگری حسرتی تلخ است که مرد کلاه به سر به آخر خط رسیده.که گویی از دنیای فیلم فارسی ها پیدایش شده که مردان را به خود بیاورد {محمد رضا فروتن}

ژست های مردانه روز به روز کمرنگ تر و بدنام تر میشوند و درست همین جاست که باید فرق بین شیرمرد (مثبت) و مرد وحشی (منفی) را به یاد بیاوریم.

ایده آل های مردانه در جوامع سنتی جا مانده اند.

مسعود کیمیایی استاد طرح تصاویر مردانه است و بهتر از همه آنکه در فیلم هایش سرکشی و نااهلی با غیرت و مردانگی کاملا فرق میکند و فریادی از روی استیصال که دربعضی فلاش بک های سیاه و سفید "محاکمه در خیابان" میشود دید.

به نظرم تلاش او برای بازگرداندن مخاطبش به جهان نیرومند مردانه ستودنیست.

و درست حرف آخر محمد رضا فروتن را به تندی بر سر مخاطبانش میکوبد,

وقتی محمد رضا فروتن به خوبی جذبه ی صورت و صدای مردانه اش را بر سر رقیب حقیرش بلند میکند که:

((من و بکش که پاک شم.از کثافتی مثل تو رد شم))

این جدالی است بین مردانگی و خیانت ….!