قلبم میتپه…خدایا…
اسمش رو نمیارم!
ازش بدم میاد.. از آدمی که مرض القلب باشه بدم میاد..
ازش خیلی بدم میاد.
همه چیشو پاکیدم.حتی شمارش رو هم ندارم…
بره گورش رو گم کنه راحت شم..
کاش از اول نبودی …
دیگه هم نمیخوام باشی! از آدم های پوفیوزی مثل تو بدم میاد..
پر نفرتم ازت… خاک تو سرت..
ببین چقدر دیوس بازی دراوردی که میخوام اصلا باهام حرف هم نزنی که عذاب بکشم
حرف زدنت..دونه دونه ی کارات.. همه چیت عذابه!
برو گمشو!
بزار با حذفت این نحسیه بودنت بره!
این بختک نحس و شوم زودتر بره جاش برکت بیاد..هه!اکه عشق این همه عذابی بود که دیدم ریدم به هرچی عشقه!
گورباباش
مامانم تولدت مبارک! عاشقتم !
نمونه ای ! دیوونتم! خدا همیشه واسم حفظت کنه ….
امیدوارم قدر دونه دونه زحمتات رو بدونم… خیلی دوست دارم.. خیلی..خیلی زیاد.
مرسی از همه ی این سال ها ! مرسی از همه چی! از همه چی….
و شرمنده ام از همه ی اذیت هام و حرص دادن هام!
اگه تورو نداشتم میمردم بخدا… ضربان قلبت ضربان قلب منه! خدایا! هوای مامانم رو داشته باش
دیشب به حالت بدی خوابیدم. خیلی بد…مستیه دیشب هنوز رومه.
با اینکه صبح هم زود پاشدم با بچه ها رفتیم دیزین… از اسکی بدم میاد و از برف بیشتر
کلا سرما دوس ندارم.
ظهر هم اومدم خونه دیگه نمیخواستم بیشتر بمونم…حس کردم امروز حالم بهم میخوره از چند سری اشخاص….
حوصله خود چس کنی رو ندارم … کسی بخواد بره تو برق میزنم لهش میکنم !
امشبم باز مهمونی دعوتم! فردا صبح هم یونی باید برم….
دلم سوسن و عطیه رو میخواد…خیلی زیاد میخواد. اگه جا داشت شبانه روز پیش خودم نگهشون میداشتم…
پیش اونا که هستم فکرم نه گیجه نه نیازی به الکل دارم نه حتی هیچ چیز دیگه ای !
یه کم دوووووووووووووریم از هم ولی!
خودم رو کشتم از بس همه چی آرومه گوش دادم!
پرهام قلبش درد میکرد دیشب! وایییییییییییییییییییییییی علی شاهکار شده بود! من همین جوری خیره اش بودم.. مهتاب هم میگفت علی خوب شده… باش موافقم! وای معرکه شده بود! اگه میدونستم انقدر خوشگل میشه از قبل میگفتم علی بشه پارتنره مهمونی هام ( ها ها ها ها )
تقصیره فرینازه دیگه ! اه اه
تو به من دل بستی از چشات معلومه/من چقدر خوشبختم همه چی آرومه !
فکر کنم دیروز روز پیشنهاد بود!حدوده ۴ تا تو یه روز….. همشم رد!! الاغم دیگه!
مهتاب دیشب جلو همه گفت هانی خیلی خری ( ها ها ها ها ) خر بودم !
عیب نداره ! ( ها ها ها ها )
علی بهتر از اون پوفیوز هاست بابا ! الاغم مگه با این بچه **** باشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اممممممممممممم!
اگه **** نبود مخ علی رو میزدم
: دی : ذی
چه عجب دست از طلب ندارم نیومد
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
نکتهای روح فزا از دهن دوست بگو
نامهای خوش خبر از عالم اسرار بیار
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام
شمهای از نفحات نفس یار بیار
به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار
گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب
بهر آسایش این دیده خونبار بیار
خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست
خبری از بر آن دلبر عیار بیار
شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن
به اسیران قفس مژده گلزار بیار
کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست
عشوهای زان لب شیرین شکربار بیار
روزگاریست که دل چهره مقصود ندید
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار
دلق حافظ به چه ارزد به میاش رنگین کن
وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار
تعبیر:انتظار به پایان خواهد رسید. تلخکامی ها به خوشی و شادی تبدیل می شود. فقط باید صبر کرد و به خدا امیدوار بود. با آرامش خاطر به کار خود ادامه بده.
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
این حس بی تعلقی رو دوس دارم جالبه….
حسی که انگار چشمای خسته ام بالاخره بار سنگینش رو گذاشت زمین که دنبال چشمای کسی نگرده.
و حالا این منم…
مدت هاست که خود منم…
بی تاثیر از تعلق…
و بیخیال از درد بی عشقی….
و رها از تمام چیزهایی که به خاطرش ارزشمند بودند و الان هیچ اند…
غوطه میخورم در بی ریایی ام….
Like